یه پسر میتونه تنها باشه
خیلی تنها
حتی توی خونه خودش
بعد از دانشگاه وقتشه بری سرکار
اوایل با چه شور و شوقی دنبال کار میگردی یه کار خوب و آبرومند که بتونی استارت مستقل شدنو باهاش بزنی چه رویاهایی که تو سرت داری....
کار نیمی از دنیای یه پسره که بهش حس با ارزش بودن میده
یه ماه دنبال کار...
دوماه....
آیا تا بحال به مرگ فکر کردید؟
من از کودکی هر وقت به این حقیقت که روزی خواهم مرد فکر میکنم سر شار از یک حس غریب و غیر قابل توصیف میشم
فرشته مرگ میاد
دیر و زود نداره به موقع میاد چونه هم نمیشه باهاش زد
هیچ راه فراری وجود نداره
اینو همه میدونیم
این مساله (اینکه همه میدونیم اون میاد و نمیشه جلوش